تبلیغات
می جنگیم تا خط امام بماند. - وای ندا کشته شد! وای...


می جنگیم تا خط امام بماند.

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست، و تا مبارزه هست، ما هستیم. امام خمینی ( ره )

حبیب الله بهمنی شیمن عُلیا :

در نسبت واژه‌ها و رسانه 

همین‌ الان از نزدیک‌ترین کسی که داری بپرس «آزادی یعنی چه؟» اگر جوابی که داد با آن معنایی که در ذهن خودت بود یکی بودند ادامه این وجیزه را نمی‌خواهد بخوانی!

اما نیست، مگر من مرض دارم مشتری بپرانم! مطمئناً نیست. تازه اینکه معنای خاصی از آزادی مد نظر یک کدام شما باشد را هم بعید می‌دانم، چه رسد که یک معنای خاص در ذهن هر دویتان باشد! یعنی با نسبت بستن بین تعداد خوانندگان این متن و تعاریف آزادی ـ آن‌گونه که در احتمالات درس ریاضی یادمان دادندـ به راحتی می‌توان میل کردن لیمیت، احتمال به صفر را محاسبه کرد، چرا؟ چون زیر کسر به بی‌نهایت میل می‌کند!! اما راستش را بخواهید از همان اول دبیرستان از فصل آخر ریاضی1 بدم می‌آمد! و این حرف را به جبرِ احتمال نمی‌گویم. می‌دانید، در واقع هیچ تعریفی برای آزادی وجود ندارد! چگونه می‌توان یک آزادیی ـ باید که همه خواهانش باشند ـ را در چاچوب تعریف خاصی محدود کرد؟ آن‌وقت با این محدودیت‌ها آزادی چه می‌شود؟ و تازه اگر بخواهی کمی حتی(!) محدودش کنی و از یک گوشه‌اش را بزنی که چار نفری از مخاطبانت را ناراحت کرده‌ای! اما تو نمی‌خواهی حتی یک نفر را هم از دست بدهی!! اصلاً آزادی بدون معنا است که سلاح کشتار جمعی خوبی‌ست، والا آزادی کجا بود عزیز من! *

خواجه‌ی شیراز را هم بگویی همه دوست‌پسرهای دخترخانمِ گم‌نام قصه ما همین‌جا با اسم و رسم برایت ردیف می‌کند! دخترخانمِ گم‌نامی که فیلم کشته شدنش را در شب اول‌قبرش یک میلیاردبار(!) بازدید کردند آنهم فقط در یوتیوب! همه شما... همه‌یتان! بدون استثناء ـ هر کس به نظری ـ فیلم قتل ندا آقاسلطان را دیده‌اید!! (علامت تعجب ندارد همه یک فیلم را دیده‌اید!؟) اما ... نه این "اما" را بگذارید دو خط پایین‌تر بخوانید: پشت سر مرده حرف زدن خوبیت ندارد اما ندا که یک نفرست هیچ، اگر همه دوستانش را بیفزایید نه همه ایل و طایفه‌اش را هم. باز هم نه، همه همسایه‌هایش را هم بیفزایید به زور دوهزار نفر... نه، سه... نه، پنچ هزار نفر بشوند! اما عزیز من به گمانت هم نیامده که همانی که برای ندا دسته راه انداخته نوای «وای ندا کشته شد...» گرفته در همین دو طرف گوشَت چند هزار، و بل چند میلیون آدم را از دم تیغ گذرانده!؟ چند میلیون آدم! آدم‌هایی مثل من که مهم نیست، مثل تو! ناراحت نشوی اما مثل همان نزدیک‌ترین کَست!!  نخوان! ادامه‌اش را نمی‌خواهد بخوانی! بنشین و به یک‌نفرش فکر کن! تعداد را ول کن! به همانی که آن سرباز بی‌شرف ناتو (سرباز که نیستند مثل همه سولجرهای بی‌حیای ناتو) که در خانه خودش به ناموسش تجاوز کرد و بعد بچه‌هایش را می‌کشد و خودش و زنش را ... نخوان دیگر!

***

آدم که از آن‌ها بی‌حیاتر باشد این‌ور می‌گوید «خوب جنگ کشته دارد!» حتماً جنگ هم برای نجات دنیا و نجات بشریت از وجود ظالمان و طالبان و اینها بوده!؟ خوب نابرادر من! حزب بعث و طالبان را رفتند بکشند یا مردم را؟ و راستی حزب بعث یکدفعه در 2002 بد می‌شود، در جنگ با ما که پسر خوبی بود و حتماً مدافع حقوق بشر! انواع سلاح شیمیایی می‌دادید بهش. اما طالبان از همان اول «تروریست» بودند! مسلمان‌های فاندامنتالیست شرور! چیه باز هم که انگار داری چیزی را با خودت زمزمه می‌کنی نابرادر من، آره جنگ است دیگر مردم هم خواه ناخواه کشته می‌شوند... حتی بیشتر از ظالمان و طالبان هم، جنگ است دیگر! ول کن این نابرادر مرا! ببین برادر من، از یک کشته هم در سراسر دنیا به ظلم خبر نداری اما بگذارنت جزییات قتل ندا را شروع می‌کنی برایم شرح می‌دهی، نشد! اصلاً حالا که این‌طور شد نابرادر من به آمریکا که ایمان داری!؟ آمریکا یعنی آخرش دیگر! قبول؟ آخر آزادی! آخر حقوق... حقوق چی بود؟ ها! حقوقِ بشر! آخر حقوق بشر!دمـکراسی ... اینها! مبارزه با تروریسم جهانی(مسلمان‌های تروریست)! خلاصه آخر این‌جور چیزها! 
عزیزی متنی را از پنج-شش شماره پیش مندیر دارد برایمان می‌فرستد، مقدمه‌ای نوشته دربارۀ دمکراسی و چند شاهدمثال هم آورده برای اینکه قبول کنیم آمریکا بد است! قبول نمی‌کنیم که متن را کار کنیم، عزیز دیگری می‌گوید مقدمه‌اش که خیلی نظری(!) است، شاهد مثال‌هایش هم همین کلیشه‌های تکراری صداوسیمایی هستند که شب و روز دارد تو گوش مردم می‌خواند!آمریکا بد است، آمریکا فلان است! (حالا با تمام تعلقی که به آمریکا دارند این حرف‌ها را می‌زنند ها! "آمریکا فلان است" قبول، اما تو یکی دیگر این را نگو! دروغ می‌شود!!) خلاصه عزیز ما هم دست آخر، نه گذاشت و نه برداشت، گفت: شما دیگر دروغ‌های صداوسیما را تکرار نکنید! ما هم متن را کار نکردیم، راستش عزیزمان راست می‌گفت. راست می‌گفت اما نه به این شدّت! پس بگذارید یکی-دو مورد از شاهدمثال‌های دوست‌مان که کم‌تر صداوسیمایی‌اند بیاوریم: خودِ آمریکایی‌ها مستندی ساخته‌اند به اسم «اخراج‌شدگان»*** به صورت مستند گفته که تعداد 15 تا 17 استاد دانشگاه فقط و فقط به خاطر اینکه به داروینیسم اعتراض کرده‌اند اخراج شده‌اند!!  (می‌دانید استاد دانشگاه خیلی فرق دارد با دیگر افراد جامعه. کلی آدم پشت سرش هست. آنهم در آمریکا، حالا ایران خودمان حوزه علمیه هم دارد که یک عده هم... اصلاً در همین ایران خودمان که حوزه علمیه هم دارد! در همین ایران خودمان که آزادی بیان هم وجود ندارد، شما هر دانشجویی را بپرسید، برایت تعریف می‌کند که این صادق زیباکلام به دانشگاه‌شان رفته و آنجا به سر تا پای انقلاب و نظام و.. فحش داده، چیزی بهش نگفته‌اند، تازه بعد هر جلسه کلی هم پول بیت‌المال را بهش داده‌اند که دستت هم درد نکند! هیچ‌کس هم هیچی بهش نمی‌گوید. چرا؟ چون استاد دانشگاه‌ست! نه در آمریکا هم. در مملکتی که خودِ همین آقای زیباکلام در هر جلسه سه نوبت: اول جلسه، وسط جلسه، آخر جلسه، هر نوبت سه بار اشاره می‌کند که آزادی بیان ندارد. راست هم می‌گوید کافیست یک کارمند جزء بی‌چاره به رییس‌اش اعتراض کند که اختلاص نکن! تا ببینید فردایش چطور ضدولایت‌فقیه‌اش می‌کنند و بعد هم... کاری نداریم، می‌خواهم بگویم «استاد دانشگاه» فرق دارد! حتی در ایرانِ... حالا ببین اخراج کردنِ یک استاد دانشگاه آنهم بخاطر نظریه علمی! یعنی چه! چه رسد به 15 یا 17 نفر!!!  آخر صداوسیمایی کی به این چیزها رو می‌آوردند، بنده خدا، رفیق ما!! یا قضیه آن 80داوودیی را گفته بود که یک‌شب در یک خانه در ایالت 80 زن و مرد موسوم به داوودیان آتش زدند که رهبر انقلاب هم همان موقع اشاره کردند و کلی در رسانه‎‌ها و سیستم‌های امنیتی‌یشان درگیری شد. و براستی چه کسی جرات دارد در آمریکا و یا حتی در غرب بگوید «هولوکاست» در چه سالی اتفاق افتاد!؟ نه دیگر، دارد صداسیمایی می‌شود! درد ما همین صداوسیماست که هیچ‌کس اینها را درست نمی‌داند اما همه نه در ایران بل در کل دنیا(!) دَم گرفته‌اند: «وای ندا کشته شد... وای ندا کشته شد!!» آن‌ها حقوق بشر است این خشونت! آنها آزادی است این سرکوب، مستندساز دروغِ مستند می‌گوید اما فیلم جعلی ندا راست است! بگذریم، که بحث راست و دروغ این حرف‌ها نیست!

***

آزادی، حقوق بشر، خشونت، سرکوب و... و... و... هر کلمه که در بیش از سه بار در روز بی‌جهت در رسانه‌ای استعمال شود دیگر در معنای خود کلمه صدق نمی‌کند! کلمه معنای خود را از دست داده و حکم یک سلاح کشنده را پیدا می‌کند! الان «ایثار» دلالت خود را بهمصادیق بی‌محتوای دیگر بخشیده! الان «شهید» به هیچ‌کلمه‌ی مقدسی شهادت نمی‌دهد! الان «سرکوب» به شدّت سرکوب شده‌است! الان BBCفارسی خشونت را در کتب فلسفه ما هم پیدا می‌کند اما BBCالعربیه هوای بحرین را صافِ صاف گزارش می‌کند.الانEuronewsفریاد هیچ‌یک از معترضین اروپایی را انعکاس نمی‌دهد، در VOAفقط صوت‌ حمارهایWALL St.ی شنیده می‌شود! لان fox عین سگ دروغ می‌گوید، الان CNN از ده گرگ گرسنه هم خون‌تشنه‌تر است! الان مدافعان حقوق بشر به حقوق میمون هم احترام می‌گذارند اما به هیچ قتل عام، آدم‌کشی وحتی نسل‌ کشی‌ای را در جهان نمی‌بینند!! مخصوصاً اگر آدم‌ش مسلمان باشد! آمریکا الان تنها و تنها همین یک ارتش برایش باقی مانده. الان تمام لشگر کفر به عبدود رسانه چشم امید بسته! الان گارد ویژه غرب، فوتبالیست‌ها هستند. الان زبده‌ترین سربازهای صیهونیستی پشت شیشه‌های تلویزیون نشسته‌اند و خبر می‌خوانند! الان دموکراسی سوتیتر همه خبرها شده است. می‌خواهند به دنیا آزادی ببخشند. مسلمان‌های تروریست آزادی را از بشر گرفته‌اند! لعنت خدا بر هرچه خبر است! دموکراسی را کرده‌اند توی بوق خبرهایشان و گوش همه‌ی دنیا را کَر کرده‌اند. الان در آزانس اتمی خطرناک‌ترین سلاح هسته‌ای "فعالیت صلح‌آمیز" است. همه‌یتان مواظب باشید! ایران می‌خواهد با بمب هسته‌ای دنیا را بترکاند!! الان سازمان ملل متحد استراتژیک‌ترین سنگر آمریکا شده. الان انگار  داریم از بحث خارج می‌شویم! بحث اینجا «سلاح کشتارجمعی کلمات در رسانه‌ها»ست. چه رسانه‌اش در آمریکا باشد چه در ایران، دروغ همه‌جا دروغ است! دیروز خبر آقای ضرغامی اعلام کرد یک نفر در اسرائیل خودکشی کرد و این موجب شد رژیم صیهونیستی تا مرز فروپاشی برود!! برادر من، خُوب رژیم صیهیونیستی که همه افرادش صیهونیستی هستند! شما سنگ کدام مردمش را به سینه می‌زنید؟ سنگ صیهونیست‌ها را؟ عزیز من آنها هم حکومت ـ بلا به نسبت دین ـ دینی‌ای دارند، حالا دین‌شان ضددین است، ضدبشر است، ناحق است، مثل همین دینی که شما دارید در تلویزیونتان ترویج می‌دهید اشتباه‌ست!  صداوسیما جمهوری اسلامی الان شده‌است بزرگترین رسانه اسلام آمریکایی‌!  واژه‌های صدا نویز برداشته‌اند! تصاویر سیما برفکی‌ست! الان "متواضع" مغرورترین واژۀ در صداوسیماست! «فعالین» بی‌کارترین افراد جامعه هستند مخصوصاً اگر فعالیتشان فرهنگی باشد، فعال فرهنگی! آدم که بی‌کار می‌شود می‌کنندش «فعال حقوق بشر»! مصادیق حقوق بشر هم که کم نیست. یک پولی هم از مراکز جهانی هم می‌گیرد. خدا برکت بدهد! «فعال حقوق بشر، مدافع حقوق همجنسبازان»، «فعال حقوق بشر، مدافع حقوق اعدامی‌ها»، مدافع حقوق فاحشه‌ها، مدافع حقوق دست دزدان، مدافع حقوق کوفت! حقوق سگ! حقوق زهرماری! بدبخت حق! بدبخت حقوق! بدبخت‌تر از همه بشر!!

***

فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» را دیده‌ای برادر من؟ فیلم، فیلم هندی است(البته ساخت انگلستان است) قصه‌ی یک زاغه‌نشینی‌ست که در یک مسابقه برنده می‌شود و به یکباره میلیونر می‌شود. قصه فیلم این است که این زاغه‌نشین که خیلی از امکانات را نداشته چطور جواب‌های سخت مسابقه را می‌دانسته! واقعاً هم سوال‌های مسابقه سخت بودند! مثلاً می‌پرسید که دوتا از سه تفنگدارهای رمان «سه تفنگدار» الکساندر دوما اسمشان فلان و بهمان است اسم سومی چیست؟ اما زاغه‌نشین همه را جواب می‌دهد و برای هر کدام از سوال‌ها هم یک اتفاق بد افتاده و به همین خاطر جواب در ذهنش مانده! در یکی از سوال‌ها پرسیده می‌شود که چه چیز در دست راست بودای آبی هست؟ زاغه‌نشین هم که مسلمان بوده یادش می‌آید یکبار بودایی‌ها به منطقه‌یشان حملهکردند و زدند و کشتند و نابود کردند و... و یکجا هم یک دختربچه‌ای را گرفته‌اند مثل بودای آبی‌اش کردند و در دستش یک تیر و کمان گذاشته‌اند، من تنها خبرم پیش از این از رابطه بودایی‌ها و مسلمانان همین بوده، اما طبق آن‌چیزی که تازه این‌روزها آنهم سر قضیه میانمار دیدیم انگار اوضاع خیلی بیخ دارد. اتفاقاً آنها هم یک شیرین‌عبادی‌ایی مثل خودمان دارند. اسمش یادم نیست اما چند سال پیش جایزه صلح نوبل بهش دادند و حالا هم دارد فعالیت حقوق بشر می‌کند. انگار بودایی‌ها تندی قضیه را به اوج خود رسانده‌اند. تصاویری که از مینمار می‌رسد واقعاً غیرقابل دیدن‌اند. اصلاً خیلی از تصاویر وحشتناکی از فعالیت‌های حقوق بشری این لعنتی‌ها را آدم به زور می‌تواند ببیند، شاید از سر عادت! اما تصاویر به شدت عجیبی از میانمار می‌رسد، هر کسی هرکه هم باشد به گمانم تحمل دیدن این عکس‌ها را نداشته باشد. این‌ها که عکس‌اند حالا چه رسد به این در آنجا چه اتفاقی دارد می‌افتد. حوادث میانمار واقعاً خواب از کله آدم می‌پراند!

  




نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد 1391 ساعت 04:16 ق.ظ توسط سعید قریشوندی (سین قاف) نظرات | |


قالبساز  :::مهرنگار بمدد بهاربیست:::