تبلیغات
می جنگیم تا خط امام بماند. - تقدیم به دل نازک نازی


می جنگیم تا خط امام بماند.

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست، و تا مبارزه هست، ما هستیم. امام خمینی ( ره )

محمد محمودی :

جنس قریب حزب اللهی های فرهنگ دوست هنر فهم با فصل قریب روشن فکران قمپز در کن صدا خفه کن در به دوش کشیدن علم درد کشیدگان تاریخ مغضوب غرب و شرق و نشست و بر خواست با همین جماعت عوام است . در یک طرف دوستان روشن فکراز همان اول از مردم انقلاب و انقلاب مردم دوری جستند و آنها را عده ای امل و بی سواد خواندند در طرف دیگر مشتی از هنرمندان متعهد که صبح گاهان در وسط میدان انقلاب دویده بودند و شب هنگام لحظه های انقلاب را ثبت می کردند بدون اینکه از بدیهیات شعر سر در بیاورند برای قلب توده تپنده شعر سرایی می کردند و شدند شاعر، ولی شاعران هنر برای هنر که حاضر بودند برای جناب چگوارا شعر بنویسند به خودشان زحمت ندادند نیم خط هم برای ملتشان بنویسند به همین خاطر به جای اینکه در قلب مردم بمانند درست سر از انگلیس بیرون آوردند و شدند قلب بی بی سی.

اگر نویسندگان دوستان هم کتابی تألیف کنند در صفحه اول می نویسند تقدیم به دل نازی نازک خانم. ولی هنرمندان متعهد کتابشان را تقدیم میکنند به دل مردم نازی آباد و بدون هیچ حمایت رسانه ای می شود چاپ 171.و انها اندر خم یک نه تو بگو ده چاپشان لنگ میزنند و لُنگ می اندازند. حالا انقلابی از سال 42 با تمام زوایا و رنج و دردهایش، با تمام فتنه هایش به وجود آمده؛ از دل این اتفاق ها رمانها ، قصه ها، فیلم ها درست شده است از درون این تولید چه باید در بیاید. حلقه وصل و پیوست و پیوند این تولید چه باید باشد؛ توزیع.

توزیع همان عرصه مفقوده و گمشده تولید است . یعنی این انقلاب رخ داده و رمان نوشتند و فیلم ها ساختند، ما باید چه کنیم؟ باید مثل علمک بنشینیم و نگاه کنیم و یا بیاییم جلو و علمداری کنیم یا منتظر سازمانها و بوروکراسی های ناکارامد فرهنگی باشیم. برای توزیع محصولات فرهنگی انقلاب و ایجاد انقلاب فرهنگی هیچ وقت حزب اللهی های فرهنگ دوست هنرفهم در کوچه پس کوچه های انقلاب منتظر اداره جات فرهنگی و رئیسان یقه گرد وته ریش به اضافه پهلپر نبوده و نیستند. از اول انقلاب تا الان گروههای چریکی و حلقه های پارتیزانی بودند که این علمداری را بر دوش وبر گرده خود احساس می کردند و بدون هیچ چشم داشتی سخت کوشیدند . قرآن می فرماید:« ان تقوموا ل.. مثنی و فرادا.»می گوید مجاهده کنید خالصانه؛ دو تا دو تا و بعد می گوید تک تک . مثلا همین که بساط پهن کنی لب خیابان یا چادر علم کنی وسط شهر و با توده مردم لب به لب شوی همین می شود کار پارتیزانی ، همین می شود توزیع.

از دل این توزیع ها و رابطه زدن ها و بحث کردن ها به طورغیر مستقیم مردمی پدید می آید با فرهنگی خاص. یعنی همین که تو توزیع می کنی تولید هم می کنی، همین که توزیع می کنی فرهنگ هم می سازی. انصافا چند نفر مثل ما « فکر کردن با صدای بلند » نوشته وزین نعمت ا... سعیدی را برای چند تا خوانده ایم. این نوشته باید تا ته ده کوره های برازجان هم برود. این می شود مجاهده، این می شود تلاش.

فصل ممیزه انقلابمان با سایر انقلابها و کلیدی ترین واژه و اساسی ترین کلمه که دردهان مبارک روح ا... موج می زند مصداق عینی به نام مردم است این را هم بگویم که کلیدی ترین واژه ، استوارترین نیز هست و محکمترین پتک برسراغیار و جمهوریت ترین شورش بر ضد اشرافی ترین افراد.



 


نوشته شده در دوشنبه 22 آبان 1391 ساعت 12:10 ق.ظ توسط سعید قریشوندی (سین قاف) نظرات | |


قالبساز  :::مهرنگار بمدد بهاربیست:::