تبلیغات
می جنگیم تا خط امام بماند. - مدرس خطر شوروی را به تنهایی دفع كرد


می جنگیم تا خط امام بماند.

تا شرک و کفر هست، مبارزه هست، و تا مبارزه هست، ما هستیم. امام خمینی ( ره )

امام خمینی :

مرحوم مدرس- رحمه اللَّه - خوب، من ایشان را هم دیده بودم. این هم یكى از اشخاصى بود كه در مقابل ظلم ایستاد؛ در مقابل ظلم آن مرد سیاهكوهى، آن رضاخان قلدر ایستاد و در مجلس بود... ایشان را به عنوان طراز اول، علما فرستادند به تهران و ایشان با گارى آمد تهران. از قرارى كه آدم موثقى نقل مى‏كرد، ایشان یك گارى آنجا خریده بود و اسبش را گاهى خودش مى‏راند، تا آمد به تهران. آنجا هم یك خانه مختصرى اجاره كرد و من منزل ایشان مكرر رفتم؛ خدمت ایشان- رضوان اللَّه علیه- مكرر رسیدم. ایشان به عنوان طراز اول آمد لكن طراز اول كه اصلاً از اول موضوعش منتفى شد. بعد ایشان وكیل مى‏شد. هر وقت هم كه ایشان وكیل مى‏خواست بشود، وكیل اول؛ در تهران وكیل اول مدرس بود. ایشان در مقابل ظلم تنها مى‏ایستاد و صحبت مى‏كرد، و اشخاص دیگرى از قبیل ملك‌الشعرا و دیگران همه دنبال او بودند اما او بود كه مى‏ایستاد و بر خلاف ظلم، بر خلاف تعدیات آن شخص، صحبت مى‏كرد. یك اولتیماتوم در همان وقت دولت روسیه فرستاد براى ایران و سربازش هم- سالداتش هم، به اصطلاح خودشان- تا قزوین آمدند و آنها از ایران (من حالا یادم نیست چه مى‏خواستند، این تو [ى‏] تاریخ است) یك مطلبى را مى‏خواستند كه تقریباً اسارت ایران بود و مى‏گفتند باید از مجلس بگذرد. آن را به مجلس بردند و همه اهل مجلس ماندند كه چه باید بكنند؛ ساكت كه چه بكنند. در یك مجله خارجى نوشته است كه یك روحانى با دست لرزان آمد پشت تریبون ایستاد و گفت: حالا كه ما بناست از بین برویم، چرا خودمان از بین ببریم خودمان را؟ رأى مخالف داد. بقیه جرأت پیدا كردند و رأى مخالف [دادند]؛ رد كردند اولتیماتوم را. آنها هم هیچ غلطى نكردند. بناى سیاسیون هم همین معناست كه یك چیزى را تشر مى‏زنند ببینند طرف چه جورى است؛ اگر چنانچه طرف ایستاد مقابل‌شان، اینها عقب مى‏زنند و اگر چنانچه نه، آن بیچاره عقب رفت، اینها هم جلو مى‏آیند. حیوانات هم همین جورند. حیوانات هم همین خصوصیات را دارند كه اول مى‏آید جلو ببیند این چه آدمى است. اگر این آدم ایستاد دستش را بلند كرد، فرار مى‏كند. اگر این فرار كرد، دنبالش مى‏كند. این خوى حیوانى است. آن هم باز یك روحانى بود كه در مقابل یك همچو قدرت بزرگ، یك چنین قدرتِ شوروىِ بزرگ ایستاد. به اصطلاحِ آن، با دست لرزان گفت: حالا كه ما بناست از بین برویم، چرا خودمان خودمان را از بین ببریم؟ رأى مخالف داد، دیگران هم جرأت كردند رأى مخالف دادند. شما این روحانى را نباید قدرش را بدانید؟

سخنرانى در جمع روحانیون،

10 آبان 1356، صحیفه امام، جلد‏3، صفحات244 و 245


نوشته شده در جمعه 24 آذر 1391 ساعت 02:34 ق.ظ توسط سعید قریشوندی (سین قاف) نظرات | |


قالبساز  :::مهرنگار بمدد بهاربیست:::